در نبود داوود...


سلام مي کنم خدمت همه ي دوستاي گل خودم و داوود تعجب نکنيد من که داوود نيستم

حالا کي هستم بماند متاسفانه بايد بگم که تلفن داوود جان قطع هست واسه

همين نتونسته تو اين مدت آپ کنه منم خيلي وقت پيش بهش گفتم که واست

آپ ديت مي کنم اما متاسفانه فرصت نکردم به هر حال من الانم با داوود هماهنگ

نکردم که چي بنويسم فکر کردم بهتره يکي از شعراي فروغ رو که دوست داره بنويسم

عروسک کوکي


پيش از اينها آه آري

پيش از اينها مي توان خاموش ماند

مي توان ساعتي طولاني

با نگاهي چون نگاه مردگان ثابت

خيره شد در دود يک سيگار

خيره شد در شکل يک فنجان

در گل بي رنگ قالي

در خطي موهوم برديوار

مي توان با پنجه هاي خشک

پرده را يک سو کشيد و ديد

در ميان کوچه باران تند مي بارد

کودکي با بادبادکهاي رنگينش

ايستاده زير يک طاق

گاري فر سوده اي ميدان خالي را

با شتابي پر هياهو ترک مي گويد

ميت وان در جاي باقي ماند

در کنار پرده اما کور اما کر

مي توان فرياد زد با صدايي سخت کاذب سخت بيگانه

دوست مي دارم

مي توان در بازوان چيره ي يک مرد

ماده اي زيبا و سالم بود

مي توان با زيرکي تحقير کرد

هر معماي شگفتي را

مي توان تنها به حل جدولي پرداخت

مي توان تنها به کشف پاسخي بيهوده دل خوش ساخت

پاسخي بيهوده آري پنج يا شش حرف

مي توان يک عمر زانو زد

با سري افکنده در پاي ضريحي سرد

مي توان در گور مجهولي خدا را ديد

مي توان با سکه اي ناچيز ايمان يافت

مي توان در حفره هاي مسجدي پوسيد

چون زيارت نامه خواني پير

مي توان چون صفر در تفريق و جمع و ضرب

حاصلي پيوسته يک سان داشت

مي توان چشم تو را در پيله ي قهرش

دکمه ي بيرنگ کفش کهنه اي پنداشت

مي توان چون آب در گودال خود خشکيد

مي توان زيبايي يک لحظه را با شرم

مثل يک عکس سياه مضحک فوري

در ته صندوق مخفي کرد

مي توان در قالب خالي مانده ي يک روز

نقش يک محکوم يا مغلوب يا مصلوب را آويخت

مي توان با صورتکها رخنه ي ديوار را پوشاند

مي توان با نقشهايي پوچ تر آويخت

مي توان همچو عروسکهاي کوکي بود

با دو چشم شيشه اي دنياي خود را ديد

مي توان در جعبه اي ماهوت

با تني انباشته از کاه

سالها در لابه لاي تور و پولک خفت

مي توان با هر فشار هرزه ي دستي

بي سبب فرياد کرد و گفت

آه من بسيار خوشبختم

اينم از شعري که داوود دوست داره اميدوارم که هر چه زود تر تلفنش وصل شه و خودش

بتونه براتون آپ ديت کنه و در آخر من يک شعر تقديم مي کنم به داوود جونم

وقتي عشقت زد جوونه آروم آروم دونه دونه

مثل بارون شبونه دلو باختم بي بهونه

با تو بازي زمونه تو نگام رنگين کمونه

با تو دنيا مهربونه زندگي با تو مثل غزل مي مونه

مثل غزل پر حرفاي تازه خورشيد تو چشات خونه مي سازه

آفتاب و مهتا ب و مي خوام برات بيارم

قد تمام آسمون برات ببارم

قلبمو پيش کشت کنم تا خوب بدوني

باور کني..........................


                                                                        رها

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
raha

manam khodam miam nazar midam hal mikonin?va migam bah bah damam garm cheghade ghashang neveshtam bah bahhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhh

ani

رها شعرای بلاگ خودت کم بود؟؟؟؟ ای خـــــــــــــــــــــدا.

far

سلام اصلا جالب نبود ديگه هم نبينم وب بقيه رو امروزيش کنی

فاطمه

دل غریب من از گردش زمانه گرفت/به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت/شبانه بغض گلو گیر من کنار بقیع/شکست دل از دیده اشک دانه دانه گرفت/ز پشت پنجره ها دیدگان پر اشکم/سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت/نشان شعله و دود و نوای زهرا را /توان هنوز ز دیوار و بام خانه گرفت/مصیبتی است علی را که پیش چشمانش/عدو امید دلش را به تازیانه گرفت/چه گفت فاطمه کان گونه با تاثر و غم/علی مراسم تدفین او شبانه گرفت/فراق فاطمه را بوتراب باور کرد/شبی که چوبه تابوت را به شانه گرفت

raha

salammmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm abjit be fadat she enshalaaaaaaaaaaa ta beterehae cheshme hasodddddddd heif ke hame chiz tamom shoddddddd heifffff................fadaye on cheshaie nazet mikhay baz vasat updat konamm???????(dandon)dooooooooset daram ye alame

....

age bedoni ke cheghade delam vasat tangideeee??????????chshattttttttttttttttttttttttttttttttttttttttt

....

لحظه ها رو با تو بودن در نگاه تو شکفتن حس عشقو در تو ديدن مثل رويای تو خوابه با تو رفتن با تو موندن مثل غصه تو رو خوندن تا هميشه تو رو خواستن مثل تشنگی آبه اگه چشمات منو می خواست تو نگاه تو می مردم اگه دستات مال من بود جون به دستات می سپردم اگه اسممو می خوندی ديگه از ياد نمی بردم اگه با من تو مي موندی همه دنيا رو مي بردم بی تو اما سر سپردن بی تو و عشق تو بودن تو غبار جاده موندن بی تو خوب من محاله بی تو حتی زنده بودن بی هدف نفس کشیدن تا ابد تو رو ندیدن واسه من رنج و عذابه اگه چشمات منو می خواست تو نگاه تو مي مردم اگه دستات مال من بود جون به دستات مي سپردم اگه اسممو مي خوندی ديگه از ياد نمي بردم اگه با من تو مي موندی همه دنيا رو مي بردم توی آسمون عشقم بين تو پرندهای نیست روی خاموشيه لبهام جز تو اسم ديگه ای نيست توی قلب من عزيزم هيچ کسی جايی نداره دل عاشقم به جز تو هيچ کسی رو دوست نداره اگه چشمات منو مي خواست.........لحظه ها رو با تو بودن.....

....

delam havato karde nazaninammmmm nemikham bi too donya ro bebinammmmmmmmmm.........akh delam havato karde shabihe gerye kardan vaghte baron mesle avaze ghose vase ghalbi shekaste va parishon delam migire bi too che boghzi daram az harfaie dori chesham cheshmatoooooooooo mikhat baraye didanet gom shod saboriiii........akh delam havto karde nazaninam nemikham bi too donya ro bebinam

raha

........ajib rozegaristttttt ajibbbb

....

pishe goldona naro be cheshmat adat mikonan hamin alanam daran be man hesadat mikonan naro biron az khone adama asheghet mishan nemidonan cheghadr rahe ta laieghet beshan..........kash ki mishod........