نویسنده : داوود ab ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٧

 

 

چون نامه اعمال مرا بهم پیچیدند ،

بردند به میزان عمل سنجیدند ،

بیش از همه کس گناه من بود ولی

ما را به محبت علی بخشیدند

.

 

تقدیم یه بهترین پدر دنیا...

 

آه که همچنان می گریم در نبودت...

 

 

خوشا آنان که با عزت زگیتی

بساط خویش برچیدند و رفتند

 

نگردیدند هرگز گرد باطل

 

حقیقت را پسندیدند و رفتند

.

پدرتنهایم گذاشته ای و رفته ای ، نمی دانی که داودت آن ساقه نورس و تازه ، دیگر شکسته

 

است . از تمام شدن می خواهم بگویم برایت زیرا که معنایش را تازه یافته ام . می خواهم مرا

 

به سوی خود بری زیرا که از این جهان سرد و پست خسته شده ام . گرمای تنت را می

 

خواهم حس کنم دستم را در دستانی که زحماتت بر روی آن نقش بسته بود بگذارم و به چهره

 

ای که هر چین آن نمایانگر غمی از زندگی ات بود بنگرم . می خواهم در کنارت آرام گیرم

 

برای هـمـیــــشـه

...

<<

روزت را تبریک می گویم . >>

۸۵.۵.۱۷

و اما امروز نیز همان حس...

 

دل نوشتی برای او و آن...

 

ـ وقتی به تو می اندیشم صدایی نیست ، سکوت همیشه رابطه ماست ، فراموش نمی شوی زیرا همه زندگی ام سکوت است . (همراه سیاهی ...)

 

ـ بی دلی در همه احوال خدا با او بود ... او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد

 

ـ ای صبا از من به اسماعیل قربانی بگو : زنده برگشتن ز تیغ یار شرط عشق نیست !

 

<<  ...  یاد تو را یادم و بود تو را بودم ...>>

 

 

یا علی - التماس دعا

آخرین برگ سفر نامه باران اینست : که زمین چرکینست ...